😭😭😭😭😭😭😭
امروز، وسط تحویل پکهای مدرسه به فرشتهها، یک لحظه همهچیز برایم رنگ دیگری گرفت…
داشتم لبخند بچهها را میدیدم و کولهها را دستشان میدادم؛ اما ناگهان دلم رفت سمت مادران شهدای میناب… 💔
سمت مادری که امسال چشمش به در است، اما فرزندش دیگر از مدرسه برنمیگردد…
و بیشتر از همه، دلم رفت سمت مادر شهید مفقودالاثر، ماکان نصیری…
چه حال عجیبی دارد اول مهر؛
وقتی مادرها برای برگشتن بچههایشان لحظهشماری میکنند، اما مادری، چشمانتظار بازگشت پسرش مانده…
دلم خون شد…
به حرمت تمام مادرانی که چشمانتظار ماندند،
به حرمت مادر شهید ماکان نصیری
و به یاد تمام شهدای مظلوم میناب… 🖤
روایت همکار موسسه
خیریه اندیشه یاران محسنین 🌷
🌐 www.mohsenin.co




بدون دیدگاه